آدما تقسیم شدن به دو دسته M و F. همه بدون استثنا یا M هستن یا F… ولی واقعا اینطوره؟
این تقسیمبندی درست نیست.. از نظر من ناقص ه. خب من یه جور دیگه فکر میکنم باید باشه… یه مثال.. از خودم نزدیکتر کسی رو سراغ ندارم که مثال بزنم. من یه TS-ام… یعنی یه ترنس.. یه FTM. من با جنسیت یه F بدنیا اومدم ولی از لحاظ روح و روان یه M هستم. بنابراین برای اصلاح! باید تبدیل به یه M بشم. خب فکر میکنی این تمام کاری ه که باید بشه؟… یعنی “باید” من “تبدیل” بشم تا همه چی درست باشه؟… وقتی جسمم تماما یه M شد همه چی تموم میشه؟.. تو تقسیمات جن/سی درست قرار میگیرم؟
من یه سوال دارم… از خودم. من هیچوقت میتونم یه مرد کامل.. کامل به مانند مردی که مرد بدنیا اومده.. باشم؟… خب! فکر میکنم… همه تغییرات رو در نظر میگیرم.. همه عملها رو.. و به این نتیجه میرسم…….. نه!… من هیچوقت یه M به معنای واقعی نمیشم. این کاملا طبیعی ه. واقعیت این که من همیشه یه TS میمونم. ولی اصلا مهم نیست… منظور من بیشتر روی این دو گزینه-است. چرا ما.. ترنسها.. مجبوریم یکی از این دو تا باشیم؟… چرا گزینه سومی نیست؟.. خیلی از ترنسها بدلایلی پروسه چینج رو تا آخر یعنی تا عمل دنبال نمیکنن… ولی تو یکی از این دو گروه قرار میگیرن چون گروه سومی نیست… درصورتی که نه کاملا M هستن نه F.
فکر کنم یکم واضح نباشه حرفم. بازم برمیگردم به خودم. من روان و شخصیت یک مرد رو دارم ولی در نظر ندارم که این پروسه رو تا به آخر طی کنم به یک دلیل کاملا ساده… نیازی به این کار نمیبینم. من از اینی که هستم راضی-ام…. تونستم با خودم کنار بیام… نیمه مرد بودن رو دوست دارم… و در نهایت یه اسم برام کافی ه. من هیچ اصراری به گرفتن M توی آی دی-ام ندارم…. من خودم رو میخوام… میخوام یه TS بمونم. چرا باید M-ی باشم که نیستم؟… به زور.. با سرپوش! گذاشتن روی واقعیت جسمی؟… اصلا متوجه شدی شرط مرد بودن یا زن بودن چیه؟… من تازگی ها متوجه شدم فقط صورت ه… نه حتی بدن!……. خب اگه من همینطور که هستم بمونم چه اسمی میشه روم گذاشت؟.. پیچیده نیست… جوابش فقط گذاشتن گزینه سوم ه.. همین. من از هویت دروغین بدم میاد… من یه M نیستم… خودم رو به آب و آتیش هم بزنم همینم که هستم. اگه وجود “سوم” به عفت! عمومی لطمه میزنه… اگه پایه های اخلاق رو میلرزونه.. اگه بنیان خانواده ها رو از هم میپاشونه… برام مهم نیست…. باید سومی هم باشه… باید امثال من بتونن هویتشون رو نگه دارن. یعنی مگه تمام مشکل فقط یه عنوان ه؟… خب من با تمام تناقضاتی که با یه مرد کامل دارم.. بعنوان M شناخته بشم مشکلی نیست ولی اگه بگن TS مشکل اخلاقی و مذهبی و ……. پیدا میکنه؟!… چرا؟… یعنی مشکل تو دیده شدن ه؟…………………………….. من چراهای زیادی دارم… خیلی چیزا رو هم نمیفهمم… نمیفهمم چی اخلاقی ه.. چی ضد اخلاق.. اصلا نمیفهمم همه اینها بخاطر اخلاق ه یا مصلحت!.. فقط میدونم خیلی ها از این نوع حرفها میترسن.. کاش میگفتن چرا. تو که شب و روز منو میبینی… حتی ممکنه دوستم داشته باشی… چرا اگه بگم “نمیخوام” تو هیچکدوم از گروه های ج.ن.سی باشم ازم بیزار میشی؟… چرا میشم دشمن انسانیت؟… فاسد…… منحرف..
امیدوارم حرفم رو فهمیده باشی…. من قصدم زیر پا گذاشتن ارزشهای کسی یا گروهی نیست. قصدم زیر و رو کردن هیچ چیزی هم نیست. من فقط احساس میکنم جریانها میخوان کنترلم کنن… زنجیرم کنن… من این رو نمیخوام… نمیخوام هر چی میگن بگم چشم. میخوام واقعیت رو قبول کنن… بدون حذف و سانسور.
.
.
+ یادم ه تا چند ماه پیش فکر اینکه M نباشم چنان وحشتی برام داشت که براحتی چند ساعت میتونست اشکم رو مثل سیل روان کنه.
+ تو نت در وب هایی مثل فیس بوک بحث گذاشتن گزینه برای ترنس ها مطرح شده.. امیدوارم بتونن عملی کنن. این گزینه رو فقط در وبهای اقلیتهای جن.سی.. اون هم بعضی ها.. دیدم. ولی من تو واقعیت میخوام باشه. نمیدونم چه قدمی میتونم برای این منظور بردارم… با چه گروه هایی… چطور.. ولی باید کاری انجام بشه.
+ همه ترنس ها اینطور فکر و عمل نمیکنن.

سلام عزیز…
میان دل و دنیا, نبردی تا پای جان در جریان است.
“به امید فردا”
———————–
سلام دوست عزیز
بهتون سر زدم… مرسی
خوب شناخت آدمی از خودش پایه ای میشه برای اینکه خودش رو با هر آنچه که هست قوبل بکنه.منم تا روزی که کاملا خودم رو نشناخته بودم به نوعی با خودم درگیری داشتم و جـنســیتم رو قبول نداشتم.حالا سالها از اون دوران گذشته و من به خودم اعتماد کامل دارم و خیلی هم جـ ـنــسیتم رو دوست دارم و به
گـ ـی بودنم هم افتخار میکنم. خوشحالم که شما هم به این حد از شناخت رسیدید که خودتون رو قبول کردید مطمئن باشید با این رویه موفق خواهید بود.
————————–
مرسی از لطفتون… حق با شماست. برای همه ما این درگیری ها وجود داشته و داره. خوشحالم که شما هم از خود ه خودتون راضی هستین.
حامد چرا این کامنتت اینطوری بود؟.. یه جور عجیبی بود.
سلام هاملت عزیزم . مسلما چنین تقسیم بندی درست و کامل نیست یعنی حتی انسانها را فقط بر اساس جنسیت تقسیم میکنند نه روان !!! در حالیکه همه می دانیم اصالت و واقعیت ذاتی یک انسان همان اندرون و روان اوست که در این نوع تقسیم بندی هیچ جایگاهی ندارد . مثلا شما از نظر جنسیت یک زن هستید اما از نظر روان یک مرد هستید که در حقیقت اصالت وجودی شما مرد بودن است اما طبق این تقسیم بندی در گروه مردان قرار نمیگیرید و این همان تضاد فاحش بین جنسیت و روان است یا بطور مثال هرمافرودیتها جز کدام دسته جنسی قرار میگیرند ؟ هم زن هم مرد ؟ در حالیکه نمیشود یک فرد هم زن باشد هم مرد اینجا دیده میشود که در همین تقسیم بندی جنسیت ظاهری علی رغم گرایش و هویت جنسی حرف اول را میزند که کاملا نادرست است . به نظر منم تی اس بودن خودش بیان کننده بهترین تعریف جنسیت و فردی برای یک تی اس هست زیرا در این تعریف منظور این است که یک تی اس اف تو ام در واقع مردی است با جنسیت زنانه اما طبق همین تقسیم بندی مشکل همینجا خودش را نشان میدهد زیرا این نوع تقسیم بندی بر اساس جنسیت است نه هویت جنسی ، در حالیکه مرد بودن یا زن بودن هر فردی بر اساس هویت جنسی اش سنجیده می شود . حالا از همه اینها بگذریم به قول خودتان سرانجام فرد به جایی می رسد که جایگاه فعلی خود را می پذیرد و این را باور میکند که حتی با انجام تمام عملیات تغییر باز بطور کامل یک مرد یا یک زن مثل مردان و زنان واقعی مادرزاد نیست بلکه فقط ظاهر خودش را تغییر داده از نظر روحی که مشکلی نداشته مشکلش ظاهر و فیزیکش بوده که تغییرش میدهد اما متاسفانه این تغییر ظاهری باز او را در دسته بندی کلیشه ای و استاندارد جنسیت قرار نمیدهد بلکه گفته میشود مرد زن شده یا زن مرده شده ، و حتی یک مرد زن شده حتی اگر به بهترین صورت تغییر کرده باشد و حتی از زنان واقعی زنانه تر به نظر آید اما هنوز مایه اسپرم ماتوزوئیدش بیان کننده جنسیت مردانه ان است ( البته از نظر بیولوژیکی ) و این یعنی همان حرف شما هاملت عزیز و چه خوب است که در این مرحله انسان خودش را از این دسته بندیها به این دلیل و ان دلیل رها کند و هویت خودش را در جایگاه خودش قرار دهد
————————-
سلام سعید جان
خوشحالم که منظورم رو تونستم برسونم و شما هم به دقت خوندین. همینطور ه که شما هم گفتین.
باید دوباره این گروه ها بررسی بشن… این واقعا جدی ه ولی کسی توجه نمیکنه. بجز خودمون.. تی اس ها.. کسی
متوجه مشکلات نیست. فکر میکنن عمل همه چی رو حل میکنه.. ولی تازه شروع گرفتاریهاست. یه راهی جلو پای آدم میذارن ولی نیمه راه رهات میکنن. تو ایران که دیگه شورش رو دراوردن… فقط یه راه.. اونم عمل. هیچ توضیح و راهنمایی قبل از شروع وجود نداره. هیچ ارزشی برای زندگی آدم قایل نیستن. برای بعضی ها شاید عمل راه مناسبی نباشه.. ولی شرایط رو جوری بوجود آوردن که مجبور باشه… راه دیگه-ای نذاشتن.
نمیدونم… کاش میفهمیدن سخته.
مرسی ازت دوست عزیزم
سلام
من همیشه گفتم یه تی اس، تی اس می مونه حتی بعد از عمل.
——————–
سلام
خوشحالم که این رو قبول کردی. اینطوری راحت تر خواهید بود.
سلام
حرف حساب جواب نداره.
——————–
سلام
کاش همه حرف حساب سرشون میشد!
سلام
نه عزیز من نیستم. ممنون که سر میزنی منم یک مدتی هست که میام وبلاگت خیلی هم خوشحالم با شما آشنا شدم.
“شاد وسلامت”
———————
سلام
که اینطور. مرسی که سر میزنین… و از آشناییتون هم خوشحالم.
مرسی
اتفاقا این فقط دغدغه ذهنی تو نیست . منم فکر میکنم یه تی اس یه انسانیه که کامل مرد یا کامل زن نیست بیشتر مرده یا بیشتر زنه.مثلا من مرد هستم اما زور نمیزنم که تمام خصوصیات یک مردو برای خودم نگه دارم یا بوجود بیارم.من نوعی مرد هستم که لزوما شبیه جامعه معمولی مردها نیست.ممنون از پستت
———————
سلام
دقیقا و کاملا با همه حرفهاتون موافقم. بنابراین لازم ه که ما رو بعنوان جنسی غیر از مردان و زنان بشناسن و قبول کنن. باید فعالیتی تو این زمینه انجام بشه.. البته تا اونجایی که میدونم میشه ولی کافی نیست.
منم ممنون که خوندین
این دقیقا به همان تعاریف سنتی از جنسیت و کلیشه های جنسی بر می گرده
چه کسی می گه برای این که یک مرد “کامل” باشی باید سبیل کلفت داشته باشی و خشن باشی؟
این ها همان کلیشه های جنسیتی هستند. اگر این کلیشه ها در ذهن جامعه شکسته شد دیگر اصلا مشکلی وجود ندارد که ترنس ها مرد هستند یا زن.
الان وقتی آن تصویرهای قالبی بر ذهن مردم مستولی است توقع دارند اگر شما مرد یا زن هستید مشخصات ظاهری یا اخلاقی خاصی داشته باشید ولی وقتی این تصاویر دگرگون شود این فشار اجتماعی هم روی ترنس ها برداشته می شود.
—————————-
راستش نمیدونم این همون میشه که تو میگی یا نه…. چون همه جا همینه. یعنی میگی اگه این تعریفها تجدید بشه تکلیف ترنسها چه جوری میشه؟…
من که میدونی به این چیزا معتقد نیستم.. یعنی با رفتارهای اجباری که برای هر جنس مشخص میکنن موافق نیستم… ولی زن و مرد بودن یه مساله بدیعی ه. بنابراین باید برای ترنس ها هم چیز رو که با وجودشون همخوانی داره رو درنظر بگیرن.
امکان داره با عوض شدن این تصاویر مشکل ما کمتر بشه… شایدم نشه. ولی این تعریفها نمیدونی چه بلایی سر ترنسها میاره… حداقل از تجربه خودم باید بگم که مثل کابوس ه… و خلاص شدن ازش سخت… برای بعضی ها محال… چون اگه این رفتارهای تعریف شده نباشه تو رو بعنوان جنس مخالف قبول نمیکنن حتی پزشکان!… و در بیشتر مواقع این رفتارها اغراق ه برای متقاعد کردن اطرافیان… مثل تله! است… می افتی توش و خودتو گم میکنی.
ولی ترنس بودن چیزی فراتر و بیشتر از رفتارهای جنس مخالف ه. باید به ذات فرد توجه بشه.
بهرحال چیزی که گفتم لازم ه!
.
.
یادم رفت بگم… خوشحالم به وبلاگستان برگشتی. هر وقت نیستی جای خالیت بشدت احساس میشه.(لبخند.. چشمک.. بوس)
و…. فکر کنم سلام رو اول میگن!… اون که آخر میگن.. بای بای ه!!!!!!!!
راستی خیلی وقت بود توی وبلاگستان نیومده بودم.
قبل از هر چیز سلام!
عالی بود. تا حالا از این زاویه نگاه نکرده بودم به قضیه.
——————–
سلام
مرسی.
خانم دریمر عزیز… هر کس از دید خودش به هر مساله نگاه میکنه. بسته به اینکه چقدر با مساله درگیر باشی سعی میکنی به جنبه های مختلف و بیشتری از اون بپردازی.
خوشحالم دید تازه-ای به قضیه پیدا کردین.
افلاطون که اعتقاد داشت که جنس دیگر هم وجود داشته که کاملتر بوده از جنس نر و ماده و اون جنس هر دوی نر و ماده بوده
توی ضیافتش خیلی خوب توصیفش کرده
یه خدایی هم ایرانی های باستان داشتن که متاسفانه اسمش رو فراموش کردم و اون خدای ترنس ها بوده
معمولا چیزی که قدیم در موردش انقدر صحبت شده بوده نباید ریشه در هیچ داشته باشه و باید یه چیز خیلی مهمی باشه
پس
بدون اینکه در نظر بگیریم الان چه اطلاعاتی داریم راجع به جنسیت انسانی،حتی با نگاه به گذشته های خیلی دور هم می تونیم بگیم که این سوال:”همه بدون استثنا یا M هستن یا F… ولی واقعا اینطوره؟”جوابش “خیر” هست
حالا همه اینها به کنار من خودم تقسیمات جنسی رو اصلا قبول ندارم و نمی دونم که چرا قبول ندارم ولی واقعیت اینه که قایل به هیچ نوع تقسیم جنسی نیستم…باید بیشتر راجع بهش مطالعه کنم
نوشتی:”چون گروه سومی نیست…”من هم گفتم که مطالعه زیادی نکردم اما با توجه به افکار افلاطون و خدای مخصوص ترنس ها و اینکه نیاز عامل اکتشاف و اختراع بوده تا حالا
الان نیازی احساس می شه در مورد اینکه آیا گروه سوم ،چهارم،…وجود دارند؟و این می تونه برای آدمی کوشا و پویا و فهمیده ای مثل تو نیازی باشه برای کشف این قضیه یا حتی اختراع جنس جدید و اگه تا حالا تو دنیا این کار نشده چرا نباید به دست تو بشه؟
حالا چه اشکالی داره اصلا که اخلاقیات مقبول این دوره به هم بریزه؟مگه اخلاقیات دوره ویکتوریایی به هم ریخت بد بود؟یه قبلتر از اون اخلاقیات قرون وسطی؟
این جا هم اغتشاش بد نیست
——————–
تو همیشه خیلی چیزا تو کامنتت میذاری… کلی چیزای جالب.
درمورد خدای ترنس ها در ایران باستان چیزی نمیدونم… ولی وجود چنین خدایی رو در یونان باستان شنیدم.
افلاطون از خیلی از آدمای به اصطلاح روشنفکر زمان ما فهمیده تر بود… روحش همیشه شاد. ولی نمیدونم منظورش از انسانهایی که از هر دو جنس هستن واقعا ما هستیم یا نه.
بنظر میرسه در یک زمانی از تاریخ.. فرهنگ انسان بشدت!!! پس رفت داشته…. که انگار زمان زیاد دوری هم نیست.. این درمورد همجنسگرایی هم صادق ه.
تقسیمات جنسی مشکلی نداره.. ایراد از رفتارهای خاص جنسی ه… بنظر من.
نیاز هست ولی من خیلی ضعیفتر از اونی هستم که برای خودم کاری انجام بدم چه برسه به دیگران.
مردم هر دوره فکر میکنن بهترین اصول اخلاقی رو دارن… چطور میشه بهشون ثابت کرد که چنین نیست؟!
اصلاح میکنم
اما با تمام این توصیفات فکر کنم تاکید روی این مسئله (نسبی بودن زنیت و مردانگی) برامون گرون تموم شه.چون پاسخ میشنویم که آقا جون اگه توی ترنس اف تو ام میگی مردی خوب خیلی از زنا از تو مردترن
.و مطمئنم که متوجه نمیشن من در هر حال نوعی از مــرد(اف تو ام) یا نوعی از زن (ام تو اف)هستم.
و برای من اف تو ام حداقلش اینه که بهیچ وجه نمــــــــــــیتونم یه زن باشم و اینو بارها امتحان کردم و به بن بست رسیدم.پس اگر جامعه متشکل از دو جنس زن و مرد هست من بطور قطع مرد هستم.
اما اگر به دید کاملتری به انسانها نگاه کنیم می بینیم که حداقل از لحاظ روحی 4 جنس داریم.
مرد کامل-زن کامل-مردی متشکل از جنبه های زنانگی و مردانگی ، با دز بالاتر مردانگی و برعکس.
نکته ی آخر هم اینکه من اف تو ام (شخصا) مردی هستم نه با پارامترهای تعریف شده و سنتی یک مرد استریت.
ممنون ازینکه با خیال راحت و صریح حرفاتو میزنی.
————————————
از نظر کلی و عامی… بله. البته مشکل از تعریفهایی که وجود داره… که این بحث پیچیده-ای ه و جامعه حالا! آمادگیش رو نداره.
بنظر من اگه همه این تعریفها رو هم کنار بذاریم… مرد یا زن بودن یه چیز ذاتی ه.. منظورم این که اگه همه این چهارچوب ها و قالبها و ….. هم نباشه باز هم یه مرد با یه زن متفاوت ه و این بخاطر ذات و هویتی ه که بعنوان یه مرد یا یه زن داره. تو بعنوان یک ترنس کاملا این رو میفهمی…. چیزی هست که با وجود همه کمبودها و تفاوتها بهت میگه چی هستی.
باز هم از نظر من… همه آدما درصدی از هر دو جنس و همه تمایلات هستن ولی چیزی که غالب میشه اصل قرار میگیره.
خوشحالم که خودت رو اسیر این افکار نکردی و خودت هستی. تو یه آدم مستقلی.. خودتی… و “باید”ی هم نیست که شبیه اکثریت یا هر کس دیگه ای باشی.
ممنونم که نظرت رو گفتی… خوشحال میشم باز هم نظراتت رو ببینم و بدونم.
راستی کامنت قبلی رو پاک کردم چون این یکی اصلاح شده بود.
[...] طعم زندگی: M یا F یا … لینک به منبع [...]
خوب .. یه چیزی رو اول باید روشن کنیم … ببین … اینجا یه جاییه که کمتر استریتها میان واسه خوندن مطالب ما…. من فکرمی کنم این که ماها ( همجنسگراهای زن و مرد – ترنسکشوالها و بایسکشوالها ) به خاطر تعلقی که ب اقلیتی جنسی خاص داریم و طرز تفکر و تلقیمون از مسایل با این که تو نوشتی موافق باشیم یه چیز کاملا طبیعیه … و جای هیچ ایرادی به مطلبی که در میون گذاشتی نیست .. اتفاقا منم همیشه گفتم که یه ترسکشوال لازم نیست حتما عمل جراحی کنه .. البته در کشور م این امر که خیلی عادی شده و طبیعی هم جلوه می کنه اما تبعات و شکلات بعد ازاون رو خیلی بهش توجه ندارن.
به هر حال باهات موافقم
اما ظرم اینه که سعی کنی .. یه جایی مثل فیس بوک یا یه جایی مثل یاهو پروفایل که استریتهای بیشتری آمد و شد دارن این بحث رو مطرح کنی
قبلا در یاهو 360 من این کار رو می کردم اما اینروزا با دسترسی کمترم به اینترنت نمی تونم این مسایل رو بطور گسترده مطرح کنم
البته این فقط یه پیشنهاد بود
راستی …تو ارمنی هستی ؟
من از طرف مادری ارمنی هستم … اما خوب نصفه نیمه بودن اونقدر دوگانگی ایجاد می کنه که توصیفش مشکله .. متاسفانه نمی تونم کامل ارمنی بنویسم بخونم و حرف بزنم
مطالبت رو از زمانی که ادرس جدیدت رو بهم دادی خوندم … نظری ندادم اما خوب می نویسی .. امیدوارم که بازم ادامه بدی و پاینده باشی عزیزم
————————–
سلام واراند جان
راستش دیدن نظر تو خیلی ذوق دهنده!(یعنی ایجاد ذوق میکنه) ست. کم دیدم جایی کامنت بذاری برای همین خیلی ذوق کردم… مرسی از لطفت.
باهات موافقم… اینطور مسایل بین ماها خیلی عادی ه مطرح کردنش و حتی موافق بودن باهاش. در اصل این استریتها.. اکثریت.. هستن که باید توجه-اشون رو به این مسایل جلب کرد. راستش به فیس بوک زیاد امیدوار نیستم… مطلب زود گم میشه!!… ولی سعی-ام رو میکنم.
تو کشور تغییر جنسیت هنوز هم یه امر طبیعی نیست.. و مشکل دیگه-ای که هست اجباری بودن عمل ه…. یعنی تا وقتی عمل نکنی شناسنامه تعویض نمیشه و این یعنی هیچی!
بله من ارمنی هستم.
پس تو ارمنی نمیدونی… باید ببخشی… من فکر کردم که ارمنی هستی… یکی دو بار تو کامنتها ارمنی نوشتم.
مرسی که میخونی.
“یاز هست ولی من خیلی ضعیفتر از اونی هستم که برای خودم کاری انجام بدم چه برسه به دیگران.”:
به نظر من کسی که سوال مطرح می کنه به اندازه یک فیلسوف که می تونه زمین رو در صورت دادنِ تکیه گاه برای اهرمش،تکون بده قدرت داره
و تو سوال مطرح کردی
“مردم هر دوره فکر میکنن بهترین اصول اخلاقی رو دارن… چطور میشه بهشون ثابت کرد که چنین نیست؟!”
خوب این سوال خیلی خوبیه…مردم هر دوره یک سری “است”دارند و بر طبق اون جملاتی که به “است”ختم می شه به یه سری جملاتی که با “باید”شروع می شه می رسند و اسمش رو می ذارن اصول اخلاقی و یک گشتالت می سازند به چه بزرگی و دهن خودشون رو آسفالت می کنن تاااااااااااااااااا…تا یکی پیدا می شه که می گه:”این تنها ذهن نیست که خودش را با چیزها تطبیق می دهد.چیزها نیز با ذهن انطباق پیدا می کنند” و بعدش اسم این نظریه رو می ذاره انقلاب کوپرنیکی در معرفت انسان و بعد این می شه منشا یک سری حرکاتی که آدمهایی مثل تو و من ،پرسشگرانه انجام دادن و هیچ کس هم از بدو تولد اونها یا وقتی داشتند نظریه های بترکون می دادند فکر نمی کرد که اونها قوی هستند و هیچ کس هم زرتی باهاشون هم عقیده نشد بلکه زمان برد تا اونها تونستند موازین اخلاقی رو عوض کنند مثلا از زمانی که “کانت”جمله بالا رو گفت تا حالا به این اسامی یه نگاه بنداز :”هگل،کرکه گور،مارکس،هایدگر،داروین،فروید،سارتر،دوبوار…”
اینها همه توی دوره هایی بودند که انسانها فکر می کردند که بهترین اصول اخلاقی رو دارند ولی بعد از اینکه اینها یه سری سوال مطرح کردند و عده ای رو به تفکر واداشتند…اونوقت اصول اخلاقی رایج فروریخت.
باور کن که هیچکدوم از اونها از اول این شهرت و آوازه رو نداشتند و هیچ کدوم هم نمی خواستند چیزی رو به انسانها ثابت کنند بلکه در نبودِ چیزی که فکر می کردند درسته ،فریاد می زدند و خوب وقتی که آدم فریاد می زنه یه آدمی بالاخره صداش رو می شنوه و یه آدمی هم هم فریاد می شه باهاش
اگه آدم توی دلش فریاد بزنه هیچکی متوجه نمی شه
هاملت عزیزم
چاکریم
————————
ای وای… مهدی جان باز که داری جو!! زدم میکنی. سوال مطرح کردن خوبه ولی مهم این که آدم دنبال جوابش هم باشه.
دوست دارم توضیحاتت رو چون خیلی واضح و کامل ه… دقیقا هم از “است” ها و “باید” هاست که اصولی از جمله اخلاق قالب میگیره… ولی یه چیزای ثابتی هم هستن که فکر کنم مهم فقط اونهان.
با این حساب ما فریادمون رو میزنیم ببینیم کی باهامون هم فریاد میشه.
نمیدونم تو جواب “چاکریم” چی باید گفت…. ما بیشتر؟!… یا خواهش میکنم؟!
قربونت هاملت جان
ممنون از این همه لطف و محبتی که نسبت به من داری (مااااچ!!!)
اگر این کلیشه ها بر ذهن و روحت غالب بشن خیلی وحشتناکه چون حتی پس از آشکارسازی و حتی عمل جراحی هم مجبوری که نقش بازی کنی اما در جهت عکس آن چه پیش از از این بازی می کردی
البته تو هاملت جان شجاعت فوق العاده یی داری چون همزمان مشغول نبرد در دو جبهه هستی و خودت را آن طوری که واقعا هستی شناخته ای. باور کن که این دستاورد بی نهایت بزرگی است و آن شناختی که از هویتت پیدا کردی دیگر جایی برای نقش بازی کردن باقی نمی گذارد.
———————–
میدونی که تعارف نکردم. میدونم که تو هم تعارف نمیکنی. (بوس..بوس)
خیلی از افراد تو جامعه ای مثل ایران گرفتار این مشکل اند… قتلهای ناموسی هم یکی از نتایج-اش ه.
درمورد ترنس ها.. دوگانگی شدیدی بوجود میاره.. وسواس وحشتناکی برای همه چی پیدا میکنن.. رفتار.. گفتار… حتی حرکت انگشت!… ترنسها برای جدا کردن خودشون از جنسی که از آن خودشون نمیدونن.. به رفتار و حرکت هر دو جنس خیلی دقیق میشن…. یعنی خب توجه-اشون ناخودآگاه جلب میشه.. وقتی بیست و چهار ساعته.. از همه طرف دایما میگن این دخترونس اون پسرونه… که حتی رنگها هم جزو این تفکیک ها قرار میگیره.. طبیعی ه این کارا. مقصر هم ما نیستیم… جامعه اینطور میخواد. (این برای همجنسگراها هم تا حدی زیادی وجود داره) و مطمینا بعد از چینج مشکل صد چندان میشه.. مگه چقدر میشه مراقب رفتار بود… چقدر میشه بقولی نقش بازی کرد… رفتاری که مال خودت نباشه.. عادت-اش هم تضمینی نیست!! زمانهایی میشه که خودتی بدون اینکه بخوای.
بهراد جان تو هم که مثل مهدی عزیز تعریفهایی میکنی که نمیدونم چی باید جواب بدم. ولی منکر دستاورد! نیستم… اینجا نوجوانها دسترسی به همه نوع اطلاعات و مشاور و هزار چیزه دیگه دارن که سیر شناختن خودشون با دردسر خیلی کمتر از ما طی میشه و مرحله ای که من تو 28 سالگی بهش رسیدم اونها قبل از 20 سالگی بهش میرسن. تو میگی من شجاع ام… واقعیتش با این همه امواج!! منفی و طرد شدن و ترس و نگرانی و تنهایی… کشف کردن “خود” یه کار بزرگ محسوب میشه…. و از شانس درخشانم (که عاشق-اشم) “جنگ در دو جبهه” نسیبم شده.
آخ که چقدر من حرف میزنم…. خسته نباشی خوندی.
سلام
خوب جنسیت و … همیشه بهم یاد دادن که مردی و زنی به جنسیت … گاهی می شد وقتی به خودم زیاد می رسیدم همیشه می گفتن مگه دختری؟
البته الان دیگه کسی جرات نمی کنه بگه …
اما نه مردونگی به جنسیت و فیزیک بدنه و نه زنونگی …
———————
سلام پسر کوچولو جان
آفرین که جرات چنین کاری رو به کسی نمیدی… باید به سلیقه ات احترام بذارن…. باید.
جمله آخرت رو دوست داشتم…. مرسی
خوب این پست و کامنت هات، عزیزم آشوفته شدم. ببین من برداشتمو میگم تو بگو درسته یا نه. اوکی؟
از قبل میدونم و حالا هم حس میکنم که:
انسان ها دو جنسیت دارند و در این دو جنسیت چهار نوع گرایش جنسی دارند.
1. استریت ها
2. بای ها
3. هومو ها
4. ترنس ها
در واقع ترنس ها مردان یا زنانی هستند که تمایل به زن یا مرد بودن دارند.
هملت بهم بگو هورمون شما چرو نشون میده؟ مرد یا زن؟ اگه هم هردوتاشون، خو اونی که بیشتره تو هستی اما گرایش جنسی تو تعین کرده چگونه و با چه کسانی سکس کنی. هوم؟
—————————-
سلام
چرا آشفته شدی دوست عزیز؟
اول… انسانها از لحاظ جنسی به سه دسته تقسیم میشن (سه گروه اصلی) مرد.. زن.. دوجنسی.
ترنسکشوال بودن گرایش جنسی نیست.. اختلال ه… اختلال در هویت جنسی. یعنی مردی که معتقد زن هست و جنسی رو که باهاش بدنیا اومده رو قبول نداره و برای زنان نیر بالعکس.
و بعد… در تقسیماتی که برای گرایش جنسی اوردین باید بجای ترنس ها به بی جنسی (کسانی که تمایل به هیچ جنسی ندارن) اشاره کنین.
ترنس ها خود به صورت جداگانه گرایش جنسیشون به صورتی که برای دو جنس گفتم.. هستن.. یعنی ترنس ها ممکنه دگر جنسگرا.. همجنسگرا.. دوجنسگرا یا بی جنسی باشن.
درمورد اینکه جنس سوم تعریف درستی داره یا نه من شک دارم چون بنظرم ترنس ها رو شامل نمیشه. تو متن هم توضیح دادم چرا.
گفتین که از نظر جنسی یکی از دو مورد باید باشیم… دوجنسه ها تواما هر دو هستن. ولی گذشته از جنس بیولوژیکی.. جنسیت هم مهم ه.. یعنی رفتار جنسی که باید داشته باشیم. در ترنس ها این دو باهم متفاوتن و این تفاوت همیشگی ه… سعی کردم تو نوشته توضیح بدم که این به چه معناست و درمورد خودمم هم توضیح دادم. یه بار دیگه به نوشته نگاه کنین اگر بازم هم براتون سوال داشت بگین.
مرسی
very nice approach, i do not think there is such a thing as a perfect “M” or “F”, everyone has a share of both, more or less